

دریاچه روی قله سبلان
در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد
و میتراشد.
اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند
و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر
هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط
شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس
که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد
میافزاید.
بوف کور--صادق هدایت
مجموعه داستانهای صادق هدابت
عروسک پشت پرده : اینجا کلیک کنید
آفرینگان : اینجا کلیک کنید
پدران آدم : اینجاکلیک کنید
زنی که مردش را گم کرد : اینجاکلیک کنید
سگ واگرد : اینجاکلیک کنید
مردی که نفسش را کشت : اینجاکلیک کنید
+ نوشته شده توسط حسین طایفی در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت
12:3 |